جنگ؟! آن دوره دیگر گذشته!

مجله فارس پلاس؛ امین رحیمی:‌ «روزگار عوض شده، آن دوره گذشته»؛ خیلی‌ها می‌گویند، راست هم می‌گویند. دیگر آن دوره گذشته و یادهایش مانده و یادگارانش؛ خاطره‌هایی مانده در درون و بیرون و تصاویری که می‌گذرند گاه و ناگهان از جلوی چشم‌ها و پشت ذهن‌ها.

آن روزگار گذشته و برداشته‌اند یک عکسی زده‌اند بر فراز خیابانی و مردم می‌گذرند هرروز و هرروز از زیر لوای آن متبرک «وداع»؛ فرزندی است و وداع با مادر انگار.

آن دوره گذشته؛ خیلی‌ها می‌گویند و هرروز که می‌گذریم با شتاب از آن خیابان، هرروز که می‌گذرانند ما را ماشین‌ها و ماشین‌«ایسم»ها از خیابان های شهرها، خیلی‌ها چشم می‌گردانند و سر خم می‌کنند و بدن‌ها -تمام‌اندام- به یک‌سو خم می‌افکنند لحظه‌به‌لحظه بیشتر -می‌خواهد بیفتد انگار- تا ببینند آن وداع را لحظه‌ای بیشتر. و حالی و سخنی؛ مردمی هستند و پچ‌پچ می‌کنند و خیلی زود گلوها اشک دارد انگار و صداها اشک دارد. روزگار عوض شده و دیدیم در این روزگار خدا را شکر صداهای اشک دار و اشک گلوها را؛ که چهره رشید فرزندی است -خدایا چه رشید!- که اشک دارد برای وداع با مادر انگار. که رشید فرزندی است برای مادری و رشید برادری برای همچون مایی -ملتی، مردمی- و رشید پدری است شاید برای فرزندی و رشید عمویی یا پسرعمویی یا رشید همسری. یک تن است و هزار تن است برای این مردم انگار؛ هزار‌هزار است که هزار‌هزار داریم از این‌ها؛ هزار‌هزار شکر.

روزگار عوض شده و هزار‌هزار شکر. اینان‌اند این مردم که تصویری اشک می‌گیرد از گلوهایشان؛ خوشا آن اشک‌ها که در گلوهاست در خیابان‌ها؛ خوشا آن حال‌ها که دارند هنوز این مردم زیر لوای آن وداع‌ها. خوشا روزگار و خوشا این حال‌ها.

اینان‌اند این مردم و روزگار بگو عوض شو؛ «گر جنگ شد گو جنگ شو». ماییم این مردم و یوسف غیرت ما چشم هوس‌باز زلیخاهای زمان دریده، ترنج و دست و شست بزم‌نشینان عالم که هیچ.

سینه فراخ رشید‌قامتان ایران بود آن روزگار؛ این روزگار دست سنگین شیران بیشه ایران است با آن انگشت‌های کشیده و گونه بدخواهان عالم و شترق! عالم‌گیر؛ «حساب کار دستتان باشد».

بفرمایید کوتاه‌همتان ناچیز‌مقام! بفرمایید. کو جرأت دست‌های متصل به آن دهان‌های هرزه‌گو؟ کو جرأت انگشتی که ماشه را بکشد و تیری بیندازد به‌سوی این مردم؟ بفرمایید، بفرمایید این هزار‌هزار فرسخ مرزهای ایران و هزار‌هزار زمین، خاک ایران و هزاران‌هزار آسمان ایران؛ کو یک تیر؟ کو یک تیر؟

روزگار عوض شده؛ خوشا این روزگار با این مردم.

 

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *