پیام اسراییل به حزب الله!

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، تحلیلگران صهیونیست «عاموس لعرئیل» و «آفی یمسخروف» در روز های پایانی جنگ ۳۳ روزه طی گزارشی، ابعاد مختلف نبرد را بررسی کرده و نوشته اند:

*آقای عامیر بیرتس، وزیر دفاع پریشب مهمان برنامه تلویزیونی “عمانوئیل روزن” در کانال ۱۰ بود، تعدادی از سربازان رزمنده هم در این برنامه تلویزیونی حضور داشتند و مجری برنامه از وزیر دفاع خواست که خلاصه‌ و چکیده‌ای از اوضاع جبهه‌ها را ارائه دهد. دفتر وزیر دفاع این دعوت را پذیرفت، چون عمیر بیرتیس دوست دارد، جا پای رئیس دولت “اولمرت” بگذارد و همانند او باشد.

وزیر دفاع دوست دارد در بین سربازهای جبهه‌ها ظاهر شود و اگر «اولی» (اولمرت) دوست دارد روی ناوچه جنگی و یا کنار آن عکس بگیرد، دومی دوست دارد کنار هواپیمای جنگی اف-‌۱۶ از چندین زاویه عکس بگیرد، و اگر «اولی» به یکی از فرودگاه‌های جنگی سرکشی کند و ساعاتی با کارکنان و دست‌اندرکاران آن به گفتگو بنشیند، دومی دوست دارد به پادگان‌های نیروی زمینی برود و کنار لوله‌های توپ‌ها عکس یادگاری به ثبت برساند. آخر برای بعضی‌ها که می‌خواهند بزرگ و بزرگ‌تر شوند و به مقام بالاتر برسند، داشتن عکس‌های جنگی امتیاز بالا و والایی است.

لشکر ۹۱ که مرزهای شمالی اسراییل را تحت کنترل خویش دارد، به عنوان مهماندار این برنامه برگزیده شد. تهیه‌کنندگان برنامه، تقاضا کردند که یکی از افسران چترباز، به نمایندگی لشکر ۹۱ در برنامه حضور یابد، ولی معلوم شد که فرمانده چتربازان در جبهه سخت درگیر است و فرمانده لشکر، ژنرال «جاحی مردخای» هم در منطقه حضور دارد و تا فرق سر گرفتار تخلیه اجساد کشته شدگان و زخمی‌هاست و جانشینش فعلاً عهده‌دار پیشرفت عملیات است. لذا تهیه‌کنندگان برنامه راضی شدند که برنامه با حضور بعضی از افسران حاشیه‌ای ضبط و پخش شود.

وقتی آماده ضبط این برنامه شدند، مشکل غیرمنتظره‌ای بروز کرد. محافظان مخصوص عامیر (وزیر دفاع) خواستند که برنامه در جایی امن و بی‌خطر ضبط شود تا اتفاقی برای وزیر دفاع رخ ندهد، به خصوص که موشک‌های حزب‌الله بی‌وقفه و بدون اخطار قبلی فرو می‌ ریختند. اما کارگردان برنامه، ایده‌ ی خلاقانه تری داشت: «آیا می‌شود، دفتر فرماندهی لشکر را برای ضبط برنامه خالی کرد؟» فرمانده «گال هیرش» عصبانی شد و با لحنی تند گفت: «این لشکر، سه روز است که دارد جنگ می‌کند، اجازه نمی‌دهم حتی یک سرباز، یک قدم از جایش جابه‌جا شود. به خاطر یک برنامه تلویزیونی ما چنین کاری نمی‌کنیم!»

و بعد از ساعتی بگو مگوهای بی‌نتیجه و در حالی که گروه تصویربرداری با دلخوری به ساعت‌های خود نگاه می‌کردند جای مناسب تصویربرداری را پیدا کردیم که پناهگاهی بود که یکی از گروهان‌ها آن را به عنوان مقر فرماندهی در نظر گرفته بودند. و بدینسان “روزان” مهماندار وزیر دفاع شد.

جنگ هر چه به جلو برود، جدی‌تر و دردناک تر می‌گردد، و هرچه آدم به نوک هرم و به نقطة فوقانی این سلسله مراتب برسد می‌فهمد که این جنگ با تمام جنگ‌های دیگر متفاوت است، بزرگان ما، دوست دارند که اوضاع جنگ بر وفق مرادشان پیش رود، برای اینکه آنها سه هفته پیش با خاطر جمعی زیاد وارد این جنگ شدند و حتم داشتند که پیروز جنگ هستند. همه در مورد این جنگ اتفاق‌نظر دارند، همه معتقد هستند که اسراییل مورد حمله قرار گرفته است.

دولت،‌ بعد از شش سال تجاهل، بالاخره تهدید حزب‌الله را جدی گرفت. در مقابل همه معتقد هستند که پس از پیروزی، جشن و رژه نیروهای نظامی نخواهیم داشت، و همان‌طور که “ناحوم بارفیع” در روزنامه “یدیعوت آحرونوت” در اوایل این هفته گفت، همه از کمیسیون بازجوئی دولت که به زودی تشکیل می‌گردد صحبت می‌کنند و بدین سبب، بیشتر سخنرانی‌های سیاستمداران در این هفته، حاوی اخباری است مبنی بر پایان یافتن جنگ و این گونه اخبار، امروزه از زبان سیاستمداران و نظامیان بلندپایه بسیار به گوش می‌رسد.

به غیر از جنبه حدس و گمان‌هایی که زده می‌شود که پایان جنگ پایان دلخواه و مطلوبی خواهد بود، بحث‌های پا در هوای دیگری هم جسته گریخته به گوش می‌رسد و آن “چگونگی پیروزی” است. این چگونگی بعدها می‌تواند، تمام خسارات جانی و مالی را تحت‌الشعاع قرار دهد. خساراتی از قبیل کشته‌ها و ضررهای مالی و رعب و وحشتی که مردم در پناهگاه‌ها با آن سر و کار داشتند.

*عملیاتی که یگان “سایرت ماتکال” و یگان “شیطت” در روز سه‌شنبه گذشته در بعلبک انجام دادند عملیاتی شجاعانه بود و اهدافی استراتژیک و اطلاعاتی در پی داشت و طبق گزارش‌های برون مرزی، این عملیات به خاطر کسب اطلاعات جدید در مورد سرانجام دو سرباز ربوده شده انجام گرفت. خبرگزاری‌های اسراییل اذعان داشتند که این عملیات که در عمق جبهه دشمن انجام گرفت، حاوی پیامی برای حزب‌الله است که در هیچ کجا، از نیروهای ما در امان نیستند.

کسانی که با چنین عملیاتی موافقت کرده بودند، در نظر داشتند که نیروهای نفوذی ارتش اسراییل را به رخ به دشمنان و به خودی‌ها بکشند تا برای دشمنان ایجاد رعب و برای خودی‌ها ایجاد اطمینان و اقتدار کنند ولی تنها مشکلی که چنین عملیاتی می‌تواند داشته باشد،‌ هوشیاری فرماندهان حزب‌الله و عکس‌العمل‌هایی است که می‌توانند از خود بروز بدهند و پوچ بودن عملیات را فاش نمایند.

*نخست‌وزیر صحبت‌هایی کرده، که همه به بی‌پایه و اساس بودنش پی‌برده‌اند. نه فقط در مورد عملیات نظامی ای که “چهره خاورمیانه را عوض خواهد کرد” بلکه ادعای بزرگی که کرده و گفته “موشک‌های کاتیوشا که اسراییل را به ستوه آورده، حالا دیگر وجود خارجی ندارند و نابود شده‌اند”! سپس لغزش زبانی او پیش آمد هنگامی که به خبرگزاری «الحابی »گفت “این جنگ، به ما کمک خواهد کرد که برنامه «انطواء» را به اجرا بگذاریم، این امر باعث شد که سربازان جبهه‌ای با او جبهه خاصی باز کنند. اولمرت، اینگونه است. وقتی صحبت از اوضاع جنگ می‌کند و به خصوص در هفته‌های اول، خوشبین و خوش‌خیال است.

اطلاعاتی که به دست او می‌رسد، حاکی از ضربه خوردن و درب و داغان شدن نیروهای دشمن و ضعیف شدن روحیه سربازان حزب‌الله است. او مطلع شده است که اگر سازمان ملل، در هفته آینده، اعلام آتش‌بس کند، ارتش اسراییل می‌تواند عملیات پاکسازیش را در مناطق مرزی انجام دهد و پایگاه‌های موشکی و انبارهای مهمات حزب‌الله را منهدم سازد. نخست‌وزیر و وزیر دفاع به خوبی می‌دانند که حزب‌الله بعد از این جنگ بدون موشک‌های کاتیوشا و موشک‌های دوربرد نخواهد ماند. ولی سؤال مهم و اساسی آنها این است که: آیا سیدحسن بعد از این همه وقایع ناگوار می‌تواند دوباره موشک‌هایش را شلیک کند و امید آنها، (اولمرت و همکارش بیرتس) را نقش بر آب نماید؟!

*در عیان و درآشکار، اولمرت و بیرتس صحبت از اختیاراتی تامی می کنند که به رئیس ستاد ارتش داده اند و این عمل شک و تردیدها را نزد دیگر فرماندهان ارتش برمی انگیزاند. گویی دل این دو آدم از ارتش پر است. ارتشی که پیشنهاد حمله هوایی سراسری را به عنوان علاج نهایی برای موشک‌های کاتیوشا داده بود. این در حالی است که ارتش برای اجرای این فرمان، دستورقطعی نداشت و آمادگی کامل را نیز دارا نبود. و اما دربارة حمله زمینی، سیاستمداران ادعا می‌کنند که به رئیس ستاد ارتش اختیارات تام داده شده است و جالب اینجاست که در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های ارتش، نقشه‌ها و اوامر دیگری که باب میل ارتش نبود به آنها تحمیل شد. عمل سیاستمداران، در طولانی شدن جنگ به بیش از دو هفته، بی‌تأثیر نبوده است، حتی در مسئله وارد شدن نیروهای زمینی به عرصه جنگ با توجه به شکستی که خوردند، سیاستمداران در گناه آن شریک هستند اما بعدها گفتند: «وارد شدن عجولانه نیروی زمینی در درگیری‌ها، اگر حساب‌شده نباشد، اعتماد مردم را سلب می‌کند»

نزدیکان عامیر بیرتس جلسه معارفه‌ او را که اولمرت با فرماندهان ارتش تشکیل داد به خوبی به خاطر دارند.جلسه‌ای که یک روز قبل از ربوده شدن دو سرباز در شمال منعقد شد. ژنرال «یشای‌بار»، در آن جلسه به سیاستمداران اخطار داد که “ارتش اسراییل ارتش هجومی نیست و در درونش مشکلاتی دارد” اما حالا وزیر دفاع امیدوار است که ارتش در این ایام اخیر و به خصوص در عملیات بعلبک و حمله سراسری به لبنان در حالتی هجومی باشد و برخلاف نظر تیمسار «یشای‌بار» عمل کند.

*هرچه جنگ به درازا بکشد، بیشتر جای پای ایران و کمک‌هایش به حزب‌الله افشا می گردد. در حقیقت ایران در لبنان خط مقدم خود را علیه اسراییل برپا کرده است، آن هم جلوی چشمان اسراییل و هنگامی که جنگ به پایان می‌رسد، ایرانیان می‌توانند با خود حساب و کتاب کنند و به این سؤال پاسخ دهند که آیا چنین کارهایی اشتباه و خطا نیست؟ با اینکه مدارک استراتژیک مربوط به موشک‌ها دیر آشکار شد، معلوم گردید که ایرانی‌ها تا فرق سر در عملیات حزب‌الله غرق هستند.

مربی‌های ایرانی به هنگام پرتاب موشک‌ها بر کشتی‌ها و ناوچه‌های جنگی اسراییل حضور فعال داشتند و همچنین در پرتاب موشک‌های زمین به هوای استرلا (اس.ای) بر ضد بالگردهای اسراییلی شرکت کردند، و هنگامی که نیروهای اسراییلی وارد زمین‌های جنوب لبنان شدند، جایگاه‌های استراق سمع مدرنی،‌که حزب‌الله می‌توانست به وسیله آن شبکه‌های مخابراتی نظامی و غیرنظامی را زیرنظر بگیرد و ایرانی‌ها طراحی کرده بودند پیدا شد.

*هانی الحسن، یکی از رهبران “فتح” و وزیر کشور سابق، عادت کرده بود که هر ساله برای دوستانش در اسراییل کارت‌های تبریک بفرستد، و در بسیاری از همایش‌‌های اسلامی هم شرکت می‌کرد، و در یکی از گردهمایی‌‌هایی که مشترکاً با حزب‌الله داشتند و در رام‌الله برگزار می‌شد به صراحت گفت: «حسن نصرالله هرچه از ما بخواهد، انجام می‌دهیم» البته ‌هانی الحسن، در معرکه سیدحسن و اسراییل، از مریدان و دوستداران سیدحسن و افکارش نیست ولی رابطه مردم فلسطین را با سیدحسن، خوب می‌فهمد. هانی الحسن در جهان عرب تنها نیست، امثال او بسیارند.

حرف‌های رئیس‌جمهور یمن، “علی عبدالله صالح” که با کانال الجزیره مصاحبه‌ای داشت، نیز ما را به یاد گفته‌های همان فرمانده سازمان‌های فلسطینی انداخت. ولی بیشتر این اظهارنظرها، بازی‌های سیاسی است و برای همسو کردن سران عرب اظهار می‌شود، ولی آنچه جالب توجه است، بحث و جدل‌های دامنه‌داری که در مورد حزب‌الله و اوضاع لبنان دامن‌گیر جهان عرب شده است. هنگامی که آتش جنگ خاموش شود، سؤال بزرگی که جهان عرب مجبور است پاسخ آن را بدهد این است: «آیا یک سازمان کوچک یا یک گروه،‌ حق این را دارند که به جای یک دولت مستقل و آزاد وارد جنگ با کشور دیگری بشود؟!»

یکی از نویسندگان عرب که یک کانال ماهواره‌های همسوی حزب‌الله با او مصاحبه کرده می‌گوید: «تا الان، و با اینکه همه قبول دارند که حزب‌الله،‌ جهان عرب را به تحسین واداشته است، ‌ولی این تأثیر حزب‌الله هنوز محدود و محصور است، حتی در میان عراقی‌ها، شیعیان عراق، هیچ تغییری چشم‌گیر و مؤثر نکرده‌اند و به طور رسمی و حتی نمایشی حزب الله را تأیید نکرده‌اند. اینکه دو هزار نفر در مصر تظاهرات کنند و به نفع حزب‌الله شعار دهند، این تعداد در برابر ۸۰ میلیون نفر، نمی‌تواند نماینده ملتی چون مصر باشد»

«نبیل شعث»، یکی از نمایندگان مجلس فلسطین، در مصاحبه‌ای با روزنامه «هآرتس» اسراییل این چاله ابهام آمیز را توضیح داده و می‌گوید،‌«علاقه شدید مردم فلسطین به حزب‌الله که آن را در رسانه‌ها می‌بینیم، با حقیقت امر که با تمام قوا در کنارش بایستند متفاوت است. بله مردم فلسطین از اعمال حزب‌الله احساس فخر و بزرگی می‌کنند برای اینکه این دو،‌ همیشه امور و وجوه مشترک دارند و مانند هم هستند.

اما افرادی که بخواهند خودشان را با حزب‌الله یکی بدانند، کم هستند، و بعضی هم می‌خواهند که با حزب‌الله، در مورد گفتگو در مورد اسرای اسراییلی متحد شوند»

*تا الان، سید حسن نصرالله، می‌تواند در مورد وضعیت خودش با لبنان خرسند و راضی باشد،‌ چون تمام منتقدان و مخالفان سیاسیش، به خصوص بعد از کشتار قانا، ساکت شده‌اند. ولی رهبر حزب‌الله درگیری‌های سختی در داخل لبنان پیش رو خواهد داشت و خصوصاً بعد از پایان این جنگ، مهم‌ترین درگیری او پاسخ به این سؤال بزرگ است: «چه ضرورتی داشت که کشور را به جنگی سخت وارد کردید؟ آن هم در برابر دو اسیر!»

حتی شاید حزب‌الله متهم شود که به منابعی غیر از لبنان وابسته است. امروزه در لبنان هیچکس جرأت ندارد به عدم وابستگی حزب‌الله شک و تردید کند، و با این توصیف، رهبر دروزی ‌ها ولید جنبلاط، جرأت یافت که بپرسد: «سید حسن نصرالله، این پیروزی را به چه کسی هدیه خواهد داد؟ به سوریه یا ایران؟» از حالا تا زمانی که جنگ به پایان برسد، سیدحسن با مشکلات عدیده‌ای مواجه خواهد شد، آیا با آتش‌بس درحالی که اراضی لبنان، در دست اسراییل است موافقت خواهد کرد؟!

او در این صورت، مجبور است با نیروهای اسراییل درگیر باشد تا اراضی اشغالی را آزاد کند، و در این صورت حکم کسی را خواهد داشت که به قطعنامه‌های بین‌المللی پشت پا می‌زند. همچنین سیدحسن باید در نظر داشته باشد که امکان دارد اسراییل حمله وسیعی انجام دهد و خسارات اقتصادی و جانی زیادی را به دوش او بگذارد، و اگر به آتش‌بس هم اعتنا نکند به عنوان یک رهبر تروریست قلمداد خواهد شد. معضل دیگری هم هست که سیدحسن و حزب‌الله با آن مواجه‌اند، نیروهای چند ملیتی سازمان ملل است. پذیرفتن حضور این نیرو مساوی است با کریه شدن چهره محبوب نصرالله و از دست دادن جنوب لبنان. نصرالله مجبور است که میان بد و بدتر یکی را انتخاب کند.

*اینطور که معلوم است این هفته‌ها بدترین و سخت‌ترین هفته‌های عمر ژنرال “گال هیرش” است، چون نیروی تحت امرش با آبروریزی شکست خورد. لشکر ۹۱ برای اداره کردن یک جنگ محدود و حساب شده وارد شد، و در ابتدا، مأموریتش دفاع از سرزمین خودی بود ولی خیلی زود، تغییر جهت داد و حالت تهاجمی به خود گرفت. این لشکر طی ‌این جنگ حالت‌های گوناگونی به خود گرفت و متحمل خسارت‌های فراوانی شد. با این حال ارتش توانست از تمام موانعی که حزب‌الله در سر راهش می‌کارد شجاعانه بگذرد. “هیرش” در این گیر و دار انتقادات فراوان و بی‌رحمانه‌ای را متحمل می‌شود، بخصوص انتقادات دوستان و رفقایش در وزارت دفاع. “هیرش” نیاز دارد که دربارة پاره‌ای موضوعات با تعمق و وضوح پاسخ دهد.

مثل ممنوعیت عملیات ربودن سربازها و نقش ارتش در مورد مرگ پنج سرباز در روستای «مارون الرأس». البته سخت است که در مورد «هیرش» بتوان انتقادات راستین را از دروغین جدا کرد. در این چند روز آینده، نیروهای دوم لشکر ۱۶۲ به فرماندهی ژنرال “گابی تسور” نیروهای “هیرش” را تکمیل می‌کنند و در این صورت می‌توانند به عمق ۸ الی ۶ کیلومتر در طول مرزهای شمالی مستولی شوند، و بعد از آن، حتی اگر اعلام آتش‌بس شود، این دو لشکر باید مدت زیادی در منطقه جنوب لبنان بمانند. اسراییل می‌داند که نیروهای چندملتی، کارشان را آغاز نمی‌کنند مگر اینکه ارتش اسراییل منطقه را پاکسازی کند.

فرماندهان جبهه شمال قبل از جنگ گفتگوهایی با هم داشتند و نتیجه این شد که ارتش در جنوب لبنان به مدت هفت تا هشت هفته، آن هم بعد از تکمیل شدن مرحله اول جنگ باقی خواهند ماند. به هرحال، هر کسی که به موازات جاده مرزی شمالی در نیمه‌های شب راه برود، حجم زیاد نیروهایی که اسراییل در آنجا و در اراضی لبنان پیاده کرده را خواهد دید و این ما را دوباره به یاد جنگ ۱۹۸۲ می‌اندازد. جنگی که مایل نیستیم دربارة آن حرف بزنیم.

ما اکنون در داخل، ‌دچار بحث و جدل‌هایی هستیم که نظیرش را از سال ۱۹۸۵ تا امروز شاهد نبوده ایم. بحث و جدل در مورد نیروهای احتیاط که در خاک لبنان هستند و مدام زیر آتش موشک‌های کاتیوشا قرار دارند و همچنین صدها هزار نفر که در پناهگاه‌ها به سر می‌برند و همه امیدوارند سردمدارانشان پی در پی خطا نکنند. تلویزیون اسراییل، امروزه، وظیفه و مأموریتش این است که مردم را دلگرم کند اما دائما از روحیه بالای سربازان احتیاط که زیر گلوله باران هستند حرف می‌زند و یک کلمه در مورد آماده نبودن این سربازان که نه صلاحیت دارند و نه تعلیمات لازم برای چنین جنگ‌هایی را دیده‌اند حرف نمی‌زند و همچنین هیچ صحبتی از عده و عُده سربازان احتیاط نمی‌شود و این که چگونه با این نقائص آنها را به چنین جنگی فرستاده‌اند.

*از فرماندهی جبهه شمال، خبر می‌رسد که قصد ندارند مرزهای مناطق اشغالی را سنگربندی کنند، چون در این صورت نیروهای لجستیگی زیادی مشغول این کار می‌شوند که هزینه ساز است و در ضمن معتقد هستند که ساختن این سنگرهای بتونی باعث می‌شود که شکاچیان حزب الله به آسانی سربازان اسراییلی را شکار کنند. برای رساندن آذوقه و مهمات هم از کامیون‌ استفاده نمی‌شود بلکه از بالگردها بهره می‌گیرند. (این یعنی منطقه بیش از حد بحران‌زده است) این گزارش‌ها برای مجامع بین‌المللی تنظیم می‌شود تا هرچه زودتر نیروهای چند ملیتی تشکیل و به منطقه اعزام شوند و‌ تا این امر به ثمر برسد، اسراییل باید با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم کند که شاید تا پایان تابستان طول بکشد. این‌بار ارتش اسراییل چه زمانی از لبنان خارج می‌شود؟ آیا تا فرا رسیدن جشن‌های یهودیان طول خواهد کشید؟نمی‌دانم چه وقت و چگونه به خانه‌هایمان برمی‌گردیم. آیا باز هم باید خون بریزیم و کشته و قربانی بدهیم و مرگ در انتظار ما باشد؟!

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *