نباید در باتلاق لبنان غرق شویم

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، روزنامه صهیونیستی هاآرتص در شماره ۴ آگوست ۲۰۰۶ (هفته سوم جنگ) به قلم تحلیل گر سرشناس صهیونیست «زئیف شیف» مقاله ای در خصوص این واقعه نوشت:

پس از آتش بس کوتاه، حزب الله پرتاب موشک به شمال اسرائیل را از سرگرفت. در حالیکه حزب الله تلاش می کند شمار بیشتری از موشکهایش را روانه اسرائیل کند، (تاکنون تعداد موشک هایی که در این هفته به سوی اسرائیل پرتاب شده روزانه بیش از ۲۰۰ می باشد.) این موشک های پرتاب شده با برد کوتاه یعنی کاتیوشا با قطر ۱۲۲ میلیمتر می باشند. در حالیکه شمار موشک های با برد متوسط و دوربرد پرتاب شده کاهش یافته است. چراکه اسرائیل در بمباران هوایی خود ضربه های سهمگینی به این موشک ها وارد آورده است. همه این مسائل نشانگر قدرت محدود نیروی هوایی اسرائیل در مقابله با موشک های کوچک -به عنوان هدف های بسیار آسان-می باشد.

چون در متوقف کردن آتش موشک های قسامی که از غزه پرتاب می شود، با مشکل مواجه است. همین وضعیت در از بین بردن موشک های با برد متوسط پرتاب شده از جنوب لبنان وجود دارد. بر اساس اطلاعات رسیده از حجم انبارهای استراتژیکی حزب الله در خصوص موشک های با برد کوتاه، ممکن است که مطمئن شویم که حزب الله قادر است جنگ فرسایشی را به مدت سه ماه ادامه بدهد. این حقایق اشتباه اسرائیل را نشان می دهد. چراکه به موازات عملیات هوایی اقدام به انجام عملیات زمینی نکرد. اسرائیل باید در جنوب لبنان اقدام به انجام عملیات نظامی زمینی گسترده با پشتیبانی و کمک نیروی هوایی خود از محورهای مختلف می نمود. یعنی در جایی که موشک های با برد کوتاه وجود دارند.

به عبارت دیگر از آغاز در به کارگیری نیرو مشکلاتی وجود داشته است و روشن گردید که ارتش اسرائیل قدرتی دارد که در این جنگ آن را نمایان نساخت. حال نشسته اند و به دنبال تفسیر و توجیه علل شکست در این مأموریت هستند. در دفتر نخست وزیر می گویند که ارتش اسرائیل هرگز پیشنهاد انجام عملیات گسترده زمینی در موازات بمباران هوایی را ارائه نداده است. این درحالیست که ارتش اسرائیل از آغاز “پاکسازی” اراضی نزدیک به مرز به مساحت یک تا دو کلیومتر را در دستور کار خود قرار داده بود تا حزب الله نتواند به این منطقه برگردد.

همچنین آنها گفتند که با توجه به اینکه نیروهای اسرائیلی در لبنان باقی نخواهند ماند، اسرائیل هرگونه تلاش برای بازگشت حزب الله به مرزها را به واسطه حمله از راه دور خنثی خواهد کرد. و حالا مقرر گردیده گستره این بخش به وسعت تقریبی شش کیلومتر افزایش یابد و این امر در حال حاضر روی می دهد. هرچند این مسأله شایان اهتمام می باشد، اما پاسخ مناسبی به موشک های با برد کوتاه حزب الله نیست که از جنوب لبنان شلیک می شوند. در جلسه اخیر دولت اسرائیل برای بررسی عملیات نیروهای زمینی ، تنها یک وزیر اجرای عملیات آنی و گسترده زمینی در محورهای مختلف از جنوب لبنان را تأیید کرد. این فرد وزیر سابق دفاع ، بنیامین بن الیعایزر بود.

اما حاییم رامون انجام عملیات زمینی در بخشی از جنوب را تأیید کرد و پیشنهاد داد که این عملیات در چند مرحله انجام شود به این معنا که نیروهای زمینی در آغاز به بخش های مجاور مرز یورش برند و پس از آن تصمیم گیری شود که آیا عملیات گسترده آغاز شود یا خیر… ظاهرا تمامی این پیشنهاد ها بر اساس این فرضیه بود که ارتش اسرائیل یک بازه زمانی کافی برای انجام عملیات را خواهد داشت. باید فرض کنیم دولت اسرائیل فرمان هایش را به ارتش اسرائیل مبنی بر انتقال به مرحله دیگر و اشغال بخش های بزرگی از اراضی جنوب لبنان را خواهد داد. در این هنگام حزب الله بخشی از موشک های خود را از این منطقه خارج خواهد کرد و برد این موشک ها کاهش خواهد یافت و در عمق کمتری از اسرائیل فرود خواهند آمد. به تعبیر نخست وزیر ، اسرائیل مصمم است زمین را حفظ کند تا آن را تسلیم نیروهای جدید بین المللی نمایند. سوال هایی که در اینجا مطرح می شوند عبارتند از: این نیروها کی آمادگی اقدام خواهند داشت؟ مأموریت آنان چه خواهد بود؟ چه اختیاراتی به آنها داده خواهد شد؟. نیروها در این مرحله به حزب الله حمله کرده اند.

لذا آنان تصمیم به انجام جنگ پارتیزانی خواهند گرفت تا زیان های سهمگینی به ارتش اسرائیل وارد سازند. همچنین گمان می رود نیروهای حزب الله یک بار دیگر وارد جنگ شوند تا اشغالگر اسرائیلی را از خود دور سازند. به اعتقاد ارتش اسرائیل، نتیجه این می شود که : باید ارتش هر کاری را انجام دهد تا به همان عملیاتی که پس از جنگ ۱۹۸۲ (زمانی که به طور مستمر در لبنان مستقر بود.) مجبور به انجام آن شد، پناه نبرد. نباید در لبنان باقی ماند.

باید نیروها را برای پشتیبانی در قالب گروههای امداد توزیع نمود. حتی اگر این نیروها از امنیت کامل برخوردار باشند نباید مقر خود را به اردوگاه مبدل سازند. حتی نباید به نیروها مرخصی داده شود. همه اینها موجب می شود سربازان اسرائیلی برای مبارزان چریکی به اهدافی سهل الوصول مبدل گردند؛ همان چیزی که حزب الله می خواهد. اما درصورتیکه روشن گردد نیرویی بین المللی که قادر باشد منطقه را از ارتش اسرائیل تحویل بگیرد، وجود ندارد با مشکل مواجه خواهیم شد. چرا که در چنین حالتی این سوال مطرح خواهد شد که آیا باید از جنوب لبنان عقب نشینی نماییم و یا حتی اگر حزب الله نیروهای خود را در منطقه منتشر نماید این منطقه را در دست خود نگه داریم؟ پس بهتر است گزینه عقب نشینی را انتخاب کنیم تا بار دیگر در باتلاق لبنان غرق نشویم.

انتهای پیام/ب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *