پایان یک ایدئولوژی

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، نویسنده سرشناس یهودی «باروخ کیمرلینگ» در روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» به تارخ ۳۱ جولای ۲۰۰۶ (۱۸ روز پس از آغاز جنگ ۳۳ روزه لبنان) نوشت:

آثار فاجعه روستای قانا هر اندازه شدید باشد، اما در طول تاریخ اسرائیل -حتی جنگ ۱۹۴۸- اسرائیل برای اولین بار وارد جنگی شد که نتوانست نه تنها در کوتاه مدت بلکه در دراز مدت نیز پیروزی قطعی برای خود رقم بزند حتی گر در این جنگ کل لبنان را تخریب می کرد. همچنین نتوانست امنیت شمار زیادی از ساکنان جبهه داخلی خود را تأمین کند و بی تردید اسرائیل در کاستن از حجم زیان های سنگین و مهیب روحی که به او وارد شده و در آینده نیز وارد خواهد آمد، با مشکلاتی مواجه خواهد گشت.

تلاش برای یافتن مسئولان سیاسی و نظامی این شکست ها در طول سالیان صورت گرفته و البته اقدامی مهم است. اما این اقدام از حیث تاریخی مهم می باشد نه از بعد عملی. چون زیان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانی بسیار ویرانگر خواهد بود و چه بسا که جبران آن با پایان جنگ نیز ممکن نباشد. اگر ما خاطی را شناسایی کنیم، و بفهمیم که چگونه اشتباه، قصور و شکست رخ داده و مسئولان این شکست چه کسانی هستند، باز هم مطلب چندانی نیاموخته ایم چون تنها چیزی که تاریخ به ما می گوید، این است که آنان توان درک و فراگیری هیچ چیز را ندارند. به هر حال اسرائیل و حزب الله روزی به خونریزی شدید فعلی پایان خواهند داد و اعلام آتش بس خواهند نمود و چه بسا که این آتش بس با میانجی گری طرف سوم صورت گیرد و به مبادله اسرای خود نیز خواهند پرداخت.

هر طرف جنگ نیز ادعای پیروزی خواهد کرد و هواداران هر طرف بر این ادعا مهر تأیید خواهند زد. چون تأیید پیروزی نسبت به پذیرش شکست آسان تر است. روشن است که زلزله سیاسی که پس از جنگ ۱۹۷۳ در اسرائیل رخ داد، هرگز با زلزله پس از جنگ ۲۰۰۶ قابل قیاس نیست. من معتقدم که اصطلاحات “راست،””چپ”و “میانه” در اسرائیل مفهوم خود را از دست خواهند داد. چون پیش از جنگ (نه در اثنای جنگ)، بی فایده بودن آنها و نبود تفاوت میان آنان، از بعد ایدئولوژیک ثابت شده است. در همین راستا بر این باورم که اکثر احزاب فعلی اسرائیل منحل خواهند شد. نمی توان در خصوص شکل ساختار سیاسی و حزبی پس از جنگ پیش گویی کرد. اما باور داریم که مردم اسرائیل آن دسته از گروههای سیاسی را برخواهند گزید که بتوانند با ساختار و توان خود در بازسازی حکومت از ویرانی مادی و معنوی، افکار عمومی را با خود همراه سازند.

پس از جنگ دوم جهانی و با کمک امریکا (معجزه اقتصادی)، کشورهای آلمان(غربی)و ژاپن توانستند کشورهای خود را در اسرع وقت از لحاظ مادی و معنوی بازسازی کنند. اما این امر نیازمند تحقق یک شرط می باشد و آن عاری بودن حکومت از صبغه نظامی در بعد ارزشی و اقتصادی است. در مورد وضعیت کنونی ما، لازمه این امر این است که نزاع خود با فلسطینی ها و سوریه را حل نماییم تا همه بتوانند در زیر پرچم خود زندگی کنند… . به ظاهر صلح با فلسطینی ها با پیمان ژنو، یا طرح کلینتون و یا یک چارچوب فدرالی مشخص، متفاوت خواهد بود. در اینجا برای ما مهم نیست که نمایندگان فلسطینی ها چه کسانی خواهند بود، بلکه مسأله مهم توان آنان در حفظ و پایبندی به پیمان ها می باشد.

چرا که جنگ بر ضد حماس و فلسطینی ها کامل کننده جنگ با حزب الله است و به فرسایش فرهنگی، اخلاقی و مادی حکومت کمک می کند. همچنین در این جبهه نیز نمی توان با قدرت نظامی و مادی پیروزی به دست آورد. حال سوال این است که : اولین خیمه اعتراض در برابر مقر رئیس حکومت که منجر به خروج دهها هزارتن از این خیمه خواهد شد، توسط چه کسی به پاخواهد شد؟

انتهای پیام/ب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *