از اسراییل به لبنانی‌های عزیز!

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، یکی از روش های جنگ روانی ارتش صهیونیستی در طول جنگ ۳۳ روزه پخش اعلامیه هایی با محتوای کاریکاتور و یا دعوت به همکاری از مردم لبنان بود. این اعلامیه ها که اسباب خنده شهروندان لبنانی را فراهم می کرد در چنان سطح پایینی از لحاظ فرم و طراحی و محتوا قرار داشتند که حیرت لبنانی ها را بر می انگیخت. اما صهیونیست ها به دلیل دور بودن از فضای ذهنی مردم لبنان و بیگانگی با افکار عمومی این مردم، هیچگاه به برداشتی صحیح از نتایج این قبیل اقدامات خود نرسیدند.

آن چه خواهید خواند متن کامل مقاله ایست که در تاریخ ۳۱ جولای سال ۲۰۰۶، یعنی اواخر هفته سوم جنگ در روزنامه صهیونیستی روزنامه صهیونیستی معاریف، ۳۱/۷/۲۰۰۶ و به قلم «جاکی حوجی» نگاشته شده است. فارس ترجمه کامل متن این مقاله را که به بررسی همین اعلامیه های کذایی پرداخته است در اختیار علاقمندان قرار داده است:

در دو هفته گذشته شاهد بارش باران بر سر ساکنان لبنان بودیم. اما این باران نه باران موشک بود و نه باران متعارفی که همگان می شناسیم… هواپیماهای نظامی اسراییل اقدام به ریختن صدها هزار صفحه کاغذ سفید بر روی مزارع برنج نمودند که در آن امضای حکومت اسرائیل دیده می شود. ارتش اسرائیل در بیشتر این نوشته ها که تقریباً هر روزه ریخته می شد، از مردم می خواهد منازل خود را از بیم تبدیل شدن به سپر انسانی در برابر اسرائیل (از سوی نیروهای حزب الله) ترک کنند.

اما ارتش اسرائیل در مواردی دیگر ترجیح می داد با ساکنان محلی سخن بگوید. … هدف از این امر قانع کردن مردم لبنان از راه به کارگیری جنگ روانی بود. در این شیوه از کسی که تمایل دارد اطلاعاتی از حزب الله ارائه دهد یا کاریکاتورهای تمسخرآمیز رسم نماید، مستقیماً دعوت به همکاری می کند. ما به جمع آوری شماری از این نوشته ها اقدام نمودیم و سپس به سه تن از کسانی که مخاطب این پیام ها می باشند، دادیم تا این مسأله را بررسی نمایند و نظر آنان را جویا شویم:

اولین فرد [یک مسیحی] به نام «مارون» شخصی لبنانی الاصل می باشد که در حال حاضر شهروند اسرائیل شده است. «مارون» پیش از این به عنوان فرمانده «ارتش جنوب لبنان» [نیرو های طرفدار اسرائیل موسوم به مزدوران «آنتوان لحد»] کار می کرد. وی در ماه مه سال ۲۰۰۰ با همسر و فرزندانش [از بیم مجازات به جرم خیانت] به جمع فراریان به اسرائیل پیوست. وی در حال حاضر در یکی از شهرهای شمال اسرائیل ساکن است. البته در لبنان حکم اعدام وی صادر شده است…

دومین فرد «منسا شاؤول» نام دارد که به عنوان تحلیل گر امور خاورمیانه فعالیت می کند. «شاؤول» در عراق به دنیا آمده و زبان عربی زبان مادری وی می باشد. دهها سال در رادیو عربی رژیم اسرائیل فعالیت کرده است. با ورود به عصر ماهواره ها، رادیو عربی اسرائیل به رسانه ای تبدیل گردید که صدای خود را به جهان عرب نیز می رساند. در طول ۲۵ سال «شاؤول» برنامه جذاب “دروغ ها و حقیقت” را ارائه می نمود. هدف از این برنامه محکوم کردن ادعاهایی بود که در گفتگوی اعراب به کار می رود و نیز ارسال پیام به سازمانها و ملت های عربی بود. ….

سومین فرد دکتر «رون شلایفر» می باشد. وی قائم مقام رئیس بخش رسانه ای دانشکده یهودا و سامره [کرانه باختری رود اردن] می باشد و در دانشگاه «بارایلان»، استاد مدعو می باشد. وی متخصص جنگ روانی است که رساله دکترای او در مورد مطالعه جنگ روانی اسرائیل در انتفاضه اول می باشد….

این سه تن اقدام به مطالعه این نوشته ها و اظهار نظر درباره آنها مبادرت ورزیدند. اسرائیل در یکی از این نوشته ها خطاب به مردم لبنان، از آنان می خواهد اطلاعاتی به اسرائیل بدهند که به این رژیم در جنگ با حزب الله کمک کند. «سازمان شیعی حزب الله» در این نوشته ها “زخمی در قلب” نامگذاری شده است. حتی اسرائیل در این برگه ها پیشنهاد پاداش مالی داده است.

در سه تای دیگر این نوشته ها کاریکاتورهایی ترسیم شده بود که در یکی از آنها [سید حسن] نصرالله به شکل افعی کشیده شده است که زیر زمین مخفی می شود و دیگران به جای او در آتش می افتند. در این نقاشی ها نوشته شده: «آیا مقاومت از وطن حمایت می کند….؟»

پاسخ این سوال در همین برگه ها آمده: «وطن قربانی مقاومت است.» در یک کاریکاتور دیگر رئیس جمهور سوریه بشار اسد و همتای ایرانی وی احمدی نژاد و خالد مشعل به طور دایره ای کنار یکدیگر نشسته اند و نی می زنند. در این اثنا ماری از نوع کبری که به شکل حسن نصرالله می باشد، از یک ظرف خارج می شود. این مار از این افراد سوال می کند: «چگونه می توانم به شما خدمت کنم؟» …

در کاریکاتور سوم نقشه ای از بیروت ترسیم شده که یک افعی سیاه و وحشتناک بر روی این نقشه ظاهر می شود و عبارتی نوشته شده که: «در مقابل دوست و در پشت سر افعی قرار دارد.»

*اشتباهات ساختاری: «منسا شاؤول» ایده دعوت از شهروندان لبنانی برای ارائه اطلاعات از حزب الله می ستاید و لیکن از بروز اشتباهات در اجرای این ایده سخن می گوید: «در ساختار عبارات عربی منتشر شده که از مردم لبنان دعوت به افشای اسرار حزب الله می کند، اشتباهات املایی مشاهده می شود. عرب زبانان نسبت به زبان خویش بسیار حساسیت نشان می دهند. در یک یا دو سال گذشته اشتباهات زبانی موجود در برگه های منتشر شده در لبنان موجب شد روزنامه های لبنانی این امر را به سخره بگیرند.»

«منسا» همچنین می‌گوید :«باید از وعده های مالی و پاداش های پولی پرهیز شود و کمتر سخن به میان بیاید». وی می گوید: «و به این شیوه آنان را به خائن تبدیل می کنی. درحالیکه هدف تو تشویق آنان به اقدامی ملی است. در جمله اخیر این برگه آمده: برای حفظ جان خود از مکانی امن با ما تماس بگیرید. این یک توصیه نیست بلکه یک تهدید است. دقیقا مثل این است که شما به من زنگ بزنی و بگویی: به نفع شماست که با من تماس بگیری.» همچنین منسا شاؤول کاریکاتورها -به ویژه کاریکاتوری که در آن سید حسن نصر الله به شکل افعی ترسیم شده که از درون یک ظرف خارج می شود.- را تحسین کرد.

به گفته وی، نیروهای جاسوسی اسرائیل از این ایده شناخته شده به خوبی استفاده کرده اند. منسا می گوید: «تأکید بر نقش ایران در حزب الله بسیار مفید است اما باید از به کاربردن عناوینی مانند”وطن قربانی مقاومت” پرهیز نماییم. اینگونه عناوین و عبارات در مردم منطقه ی هدف، خصومت و انزجار ایجاد می کند. چون لبنانی ها -حتی مسیحی ها- مقاومت(حزب الله) را یک نماد می دانند. چون لبنان را آزاد کرده … بنابر این باید اهتمام و تلاش به این سمت حرکت کند که این مطلب را جا بیاندازد که حزب الله از اسطوره مقدس مقاومت سوء استفاده می کند تا آنان را از بین ببرد.”.

به گفته «منسا»، برگه های توزیع شده باید موجب خستگی و بیزاری مردم لبنان گردد…. وی می گوید: «این نامه ها و پیام ها باید موجب ازهم پاشیدگی کامل ملت لبنان و فرماندهی حزب الله گردد. اما زمانی که به فرماندهان و شخصیت های برجسته حزب الله حمله می شود، مردم لبنان آنرا از تو نمی پذیرند و با کمال نفرت آنرا قبول ندارند. اما هنگامی که از آنان تمجید کنی، در دلهای آنان بیزاری و انزجار [از سران حزب الله] ایجاد کرده ای».

«منسا» اعتقاد دارد که بسیاری از این پیام هایی که می توانیم در آسمان لبنان پخش کنیم، بازخورد مطلوبی ندارند: «حزب الله در طول سال های متمادی گفته که از لبنان دفاع می کند. باید ما حزب الله را در چهره متجاوزی نشان دهیم که با جنگ ، غوغا و آشوب بپا کرده اند. ما باید این پیام آشکار را منتقل کنیم که در طول ۶۰ سال گذشته ثابت شده شکست اسرائیل امکان ندارد. افراد بزرگتر از نصرالله مانند جمال عبدالناصر نیز نتوانسته اند اسرائیل را شکست دهند. این نکته نیز مهم است که اسرائیل بگوید به دنبال کسب پیروزی نیست. بلکه خواستار زندگی مسالمت آمیز است. نباید به جهان عرب شعارهایی با مضمون (پیروز شدیم) ارائه نماییم.

نقش ما تفاخر به پیروزی ها نیست چون این امر آنان را به ما نزدیک نمی کند بلکه در برابر افق های همبستگی آنان با ما مانع ایجاد می کند.» به گفته این فرد، باید اسرائیل بر این مسأله بسیار تأکید کند که نصر الله تصمیم شخصی و فردی گرفته و اکثریت لبنانی ها با وی موافق نیستند: «اظهار این پیام موجب انزوای نصر الله خواهد شد. چه کسی جنگ را آغاز کرد؟…

در زبان عربی ضرب المثلی وجود دارد که می گوید: البادی اظلم، یعنی آغاز کننده ظالم است. ما از لبنان خارج شدیم اما دشمن از سوی دیگر حمله می کند. آیا ما حق نداریم از خود دفاع کنیم…؟ همچنین حمله آنان به غیرنظامیان با پاسخ مناسبی از سوی ما مواجه نشده است. ۲۰۰۰ موشک کاتیوشا که به سوی ما پرتاب شده است، به چه کسانی اصابت کرده است…؟ این موشک ها به مناطق غیر نظامی و نه اهداف نظامی اصابت نموده است.»

*این اعلامیه ها کافی نیستند

دکتر «رون شلایفر» پژوهشگر امور رسانه و کارشناس جنگ روانی معتقد است که به کارگیری اعلامیه ها در زمان جنگ کافی نیستند: «انداختن اعلامیه یکی از دهها روش جنگ روانی است. در هر حال این اعلامیه ها در جنگ اصل نیستند. بلکه باید شبکه های پخش کننده اعلامیه و پیام متنوع باشند. مانند: برنامه های رادیویی و تلویزیونی، فاکس، تلفن های خاص به مردم هدف و برنامه هایی که از سوی ماهواره ها ، بلندگوهای قوی و اینترنت منتشر می شوند.»

«شلایفر» یادآوری می کند که بیش از انداختن این اعلامیه ها باید تأثیر آن بر مردم هدف مورد مطالعه قرار گیرد :«بهترین مردم هدف این اعلامیه ها شیعیان لبنان هستند. اما با توجه به اینکه این امر (مطالعه روی شیعیان) ممکن نیست، باید از نیروهای «ارتش جنوب لبنان»[مزدوران آنتوان لحد»] که در اسرائیل به سر می برند استفاده کرد. باید نظر آن ها را درمورد کاریکاتورها و مضامین کاریکاتورها جویا شویم. چه کسی این اعلامیه ها را طراحی می کند…؟ آیا یک طراح اشکنازی [یهودیان غربی] که زبان عربی را می داند؟ شاید این اعلامیه از نگاه وی خوب باشد اما طرف مقابل ممکن است به طرز دیگری بیندیشد.»

«دکتر شلایفر» به این مطلب اشاره می کند که این پیام ها از ابتدا شک و شبهه ایجاد می کند. لذا قانع سازی و اقناع این پیامها بسیار سخت است: «اکثر اعلامیه های موجود در اینجا به شیوه تصریح و یا بیان مستقیم تهیه شده اند. در صورتی که این اعلامیه وقتی به این شکل به دست دشمن می رسد، کمترین فایده را دارد. اگر می خواهید بیشترین تأثیر را داشته باشد تصریح و آشکار گویی باید تنها بخشی از تبلیغات گسترده را به خود اختصاص دهد و تبلیغات گسترده و پیوسته ادامه داشته باشد. همچنین باید از زوایای مختلف صورت گیرد و تمامی تبلیغات تحقق اهداف نظامی را دنبال کنند»

دکتر شلایفر به ضرورت و لزوم تأکید بر یک نکته مهم و آن قراردادن نصرالله در کانون جنگ روانی اشاره می کند و این اقدام را بی فایده می خواند:”تجربه جهانی ثابت کرده که مردم به هنگام سختی ها به پیرامون رهبران خود جمع می شوند. انگلیسی ها یافته اند که انتقاد از هیتلر در اثنای جنگ دوم جهانی بی فایده بود.”

«شلایفر» معتقد است از میان این چهار اعلامیه، آن که از ساکنان لبنان می خواهد از نصرالله اطلاعات بدهند، کارآمد تر از بقیه می باشد. :«مهم نیست که لبنانی ها بیایند و از نصرالله اطلاعات بدهند. بلکه فقط احتمال وقوع این مسأله می تواند فشاری بر روی حزب الله باشد. همچنین ما به هزاران پیام دیگری از این نوع نیاز داریم. به عنوان مثال: دادن وعده و مشوق های وسوسه آمیز برای کسی که مقرهای نظامی دشمن را فاش کند و یا به کسی که از مکان اختفای موشک ها اطلاعات می دهد، وعده حمایت از وی در برابر بمباران هوایی داده شود.

عمل به این وعده ها نیز خیلی مهم است، چون صداقت در این امر بی نهایت اهمیت دارد… جامعه شناس فرانسوی جاک آلول عبارتی دارد که الگوی فعالان جنگ روانی است. اومی گوید: اعلامیه های خوب اعلامیه هایی هستند که فرد هدف را به اقدام کردن تشویق می کند .»

دکتر «شلایفر» معتقد است که در طول جنگ های گذشته اسرائیل، ارتش اسرائیل تاکنون از جنگ روانی به نحو مطلوب و کافی استفاده نکرده است: « آنان سیاست به کارگیری قدرت نظامی را بر قانع سازی ترجیح دادند. به اقناع به عنوان اقدامی غیر اخلاقی نگاه شد. به طوریکه به جای اینکه با عقل و ذهن دشمن دست و پنجه نرم شود، مبارزه و کشتار دشمن کاملا اخلاقی شناخته شد. همچنین استفاده مناسب و کافی از جنگ روانی نگردید و دلیلش هم این بود که نازی ها آنرا اختراع کردند. اما حزب الله به اسرائیل یاد داد که به کارگیری جنگ روانی ضروری است.

حزب الله نظریه من را که “اگر از تبلیغات استفاده نکنی، گویا که اصلا جنگی نکرده ای” به خوبی به کارگرفته و متحول ساخت به گونه ای که سربازان ارتش اسرائیل در مقر های نظامی خود به تماشای برنامه های شبکه المنار مشغول شدند.»

*ضرورت وجود گفتگوی مستقیم: برخی از آنچه را که این پژوهشگر اسرائیلی توصیه نمود، به طور جزئی اجرا کردیم. به سراغ «مارون» به عنوان افسر سابق «ارتش جنوب لبنان» [مزدوران آنتوان لحد] رفتیم. اعلامیه های چهارگانه را به وی دادیم و از او خواستیم به عنوان یک شهروند لبنانی که هدف این اعلامیه می باشد، به اعلامیه ها نگاه کند.

«مارون» فکر جالب جوانان نیروهای جاسوسی اسرائیل را ستود. اما پیشنهاد تغییراتی در این اعلامیه ها را ارائه نمود. به عنوان مثال: در مورد اعلامیه ای که در آن احمدی نژاد، بشار اسد و خالد مشعل ترسیم شده اند، بهتر بود نام آنان نیز نوشته شود تا کسی که آنان را نمی شناسد، پیام را دریافت کند. همچنین پیشنهاد می دهد خسارت ها و هزینه های هنگفتی را که مردم لبنان به دلیل سیاست های حزب الله متحمل می شوند، به طور ضمنی ترسیم شوند. او می گوید:”ترسیم نصرالله به شکل مار موجب می شود مخالفان وی تحریک شوند و با او اظهار همبستگی نمایند.” در مقابل، «مارون» از نویسندگان اعلامیه ها که از لبنانی ها می خواهند از حزب الله و نصرالله اطلاعات بدهند، انتقاد می کند و می گوید:«ساختار این اعلامیه با روح زبان عربی سازگار نیست.

گویا که این عبارت را فردی به عبری نوشته و بعد دیگری آنرا از عبری به صورت تحت اللفظی ترجمه کرده باشد. در این اعلامیه از لبنانی ها خواسته شده از زخم در قلب خود، رهایی یابند. اما قلب در زبان عربی بار معنایی مثبت دارد و آنچه در قلب وجود دارد دلالت مثبتی به همراه خود دارد.

وی می گوید:«در قلب تنها اموری که دوست داریم وارد می شوند و این امور را با اراده خود به قلب وارد کرده ایم. اما در این حالت امری منفی وارد قلب شده درحالیکه ورود یک امر منفی به قلب غیر ممکن است. بهتر بود بنویسیم”این زخم بختکی است که روی قلب افتاده”».

«مارون» نیز مانند «منسا شاؤول» معتقد است بخش آغازین اعلامیه، مولفه های لازم را ندارد. همچنین باید اعلامیه با شهروندان لبنانی به طور کاملاً شخصی سخن بگوید: «عنوان اعلامیه باید تمامی لبنانی ها را خطاب قرار دهد.جای یک عنصر در آغاز اعلامیه خالی است: (لبنانی عزیز). چون با این عنوان در واقع، نامه را خودمانی و شخصی می کنی. گویا که با این اعلامیه با یکایک لبنانی ها به تنهایی گفتگو کرده ای.”

انتهای پیام/ب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *