آیت‌الله خامنه‌ای: برخی فکر می‌کردند مردم بیشتر از این نباید فضولی کنند

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، تیرماه سال ۶۰ یکی از پرحادثه ترین و تلخ ترین ایام برای ملت ایران بود پس از پیروزی انقلاب. حوادثی که توسط منافقین پیش آمد و تعداد زیادی از بهترین یاران انقلاب در خون خود غلتیدند و به شهادت رسیدند.

اما در ششمین روز از همین ماه مقام معظم رهبری زمانی که در حال سخنرانی در مسجد ابوذر بودند توسط منافقین ترور شدند و نشد آنچه این مزدوران قصدش را کرده بودند و ایشان زنده ماندند. چند ماه پس از این اتفاق آقای خامنه ای رییس جمهور شدند و در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۶۰ اولین بار بعد از آن حادثه با مردم صحبت هایی را در میان گذاشتند که در ادامه می‌خوانید: 

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر هم میهنان عزیز و خواهران و برادران در سرتاسر کشور.

بعد از ۶ تیر ماه که حادثه ی اصطلاحا سوء قصد برای من پیش آمد تاکنون فرصت گفتگویی با خاطر جمع را با شما هم میهنان عزیز نداشتم. روز قبل از ششم تیر که جمعه بود خطبه ی نماز جمعه را ادا کردم، و فردای همان روز یعنی شنبه (ششم تیر) در حال صحبت و سخنرانی بودم که آن حادثه پیش آمد و از آن روز تا به حال سه ماه و چند روز می گذرد و من در این مدت توانسته ام تنها چند مصاحبه ی کوتاه یک ربع یا بیست دقیقه، یا در این حدود، صحبت محدودی به مناسبت گفتار پیش از انتخابات داشته باشم و لذا برای اولین بار است که بعد از چند ماه، با این مسؤولیت جدیدی که شما به من داده‌اید با شما حرف می زنم و پیرامون مسائلی که فکر می کنم لازم است بین من و شما گفتگو شود با شما صحبت می کنم.

البته در این چندماه خیلی حادثه در کشور اتفاق افتاده، آن هم حوادثی که هر کدام اگر در تاریخ ملتی پیش بیاید به عنوان یک حادثه ی برجسته و مهم تلقی خواهد شد.
شهادت دسته جمعی عده ای از برگزیدگان، شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر محبوب مردم در یک حادثه ی واحد و حوادث فراوان سیاسی در داخل کشور که البته هر کدام از آنها حاکی از یک جریان سیاسی در خارج هم بوده و امروز که من با شما صحبت می کنم با سمتی و با مسؤولیتی حرف می زنم که چهاره ماه قبل نداشتم؛ یعنی مسؤولیت ریاست جمهوری که شما مردم با رأی خودتان به من دادید.

بنابر این اولا بعد از تشکر از شما مردم که به من اعتماد کردید و مرا به عنوان رئیس جمهور معرفی کردید، این را لازم می دانم بگویم که من به این سمت و مسؤولیت افتخار می کنم، زیرا مسؤولیت ریاست جمهور در میان کشوری و ملتی که این طور قهرمانانه و ممتاز حرکت می کند و برای حل و فصل بزرگترین و مهمترین مسائل سیاسی، نظامی و اقتصادی خودش در تلاش است، آن هم در برهه ی حساس تاریخ این ملت، برای هر کسی افتخار بزرگی ست، اما در عین حال یک نکته ی دیگر را هم باید بگویم که من خودم را رئیس این جمهور عظیم نمی دانم. زیرا جمهور عظیم ما و این توده ی عظیم مردم ما که مرا به عنوان رئیس خودشان انتخاب کردند در میان خود انسان های برگزیده ی بسیاری دارند. چقدر انسان های باتقوا و چقدر انسان های عالم و دانشمند و چقدر عناصر برگزیده از لحاظ فکری یا روحی یا عملی در جامعه ی ما هستند و در حالی که در جامعه ی ما علما و دانشمندان و هنرمندان و پویندگان و شعرا و سیاستمداران و روشنفکران و عناصر ازجان گذشته و فداکار و مادران و پدران فرزند و جوان از دست داده و دیگر عناصر استثنائی در حد وفور وجود دارند، در چنین جامعه ای بنده خودم را رئیس این جامعه و رئیس این جمهور عظیم نمی دانم ولی این نامی است که قانون اساسی به من داده است.

بنده خودم را خدمتگزار و امین این مردم به حساب می آورم. لذا تمام خواهران و برادران من در سراسر کشور بدانند که من آنچه برای خودم قائل هستم امین و امانتدار و شخص مورد اعتماد این جمهوری است و امیدوارم با این سمت، یعنی سمت هماهنگ کننده ی جمهورو توده ی عظیم مردم بتوانم وظایف خودم را انجام بدهم و چندجمله هم در باره ی حوادث کنونی کشور با شما حرف دارم.

به اعتقاد من، در این شرایطی که ملت مرا به عنوان رئیس جمهور انتخاب کرده اند، شرایط سیاسی کشور در بهترین وقت خود قرار دارد و هیچ وقت در تاریخ گذشته ی ما و طی این سه سالی که از آغاز پیروزی انقلاب می گذرد ملت ما در چنین شرایط خوبی از لحاظ سیاسی قرار نگرفته. چند نکته را فقط است: ذکر می کنم تا شما توجه کنید که ملت و کشور ما از لحاظ سیاسی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد و هیچ وقت در تاریخ گذشته ما و طی این سه سالی که از آغاز پیروزی انقلاب می گذرد ملت ما در چنین شرایط خوبی از لحاظ سیاسی قرار نگرفته، چند نکته را فقط ذکر می‌کنم تا شما توجه کنید که ملت و کشور ما از لحاظ سیاسی در وضعیت بسیار خوبی قرار گرفته است:

اولا حضور عظیم و پیگیر مردم در صحنه ی سیاست و تعیین سرنوشت کشور است. هیچ وقت مردم ما در چنین شرایط تعیین آگاهانه وجود نداشته اند، ولی امروز مردم در صحنه حضوردارند و حضوری آگاهانه. اگر شما نگاهی به همین انتخابات ریاست جمهوری بیندازید که قریب یک ماه از آن می گذرد، می بینید از حدود نوزده میلیون نفر که حق رأی دارند نزدیک هفده میلیون در انتخابات شرکت می کنند و این هفده میلیون هم بر یک رأی و یک نظر اتفاق می کنند، و این پدیده ی فوق العاده ای است در تاریخ ما
این درست است که ما رفراندوم جمهوری اسلامی را گذرانده ایم و ۹۹ درصد مردم ما در برقراری نظام جمهوری اسلامی اتفاق نظر داشته اند، اما در رفراندوم، آن روز این همه گروه های سیاسی گوناگون در کشور فعال نبودند و این خطوط سیاسی انحرافی سازشکار با قدرت های خارجی همچون لیبرال ها و منافق ها و کافرهای رویاروی و محارب های ضعیف، این همه در کشور ما کار نمی کردند و این با گرمی و شور نزدیک به آغاز پیروزی انقلاب مردم طبیعی بود، اما حالا که نزدیک سه سال از انقلاب می گذرد و این همه روی ملت ما از سوی بیگانگان کار می شود و این همه خطوط انحرافی به فعالیت می افتند تا بتوانند ملت را از راه خودش منحرف کنند، در عین حال ملت با این قاطعیت در انتخابات ریاست جمهوری خود شرکت می کند و این رای بالا را به یک نفر که به هر دلیلی او را پسندیده اند و به او اعتماد کرده اند می دهند، و این یک پدیده ی بسیار مهم است که حاکی از انسجام و حضور مردم در صحنه و آگاهانه عمل کردن آن هاست.

نکته دیگر: در هر انقلابی از جهات سیاسی خطوط انحرافی هست و برای انقلاب یکی از خطرهای مهم و عمده این است که این خطوط انقلاب را به تباهی و انحراف بکشاند که البته جامعه ی ما هم دارای یک چنین خطوطی در بطن خودش بود و کسانی بودند در انقلاب ما که خودشان را همه کاره ی انقلاب و اصلا صاحب انقلاب می دانستند، یعنی فکر می کردند که اگر مردم و یا قشرهای خاصی بارانقلاب را به دوش کشیدند و آن را به ثمر رساندند وقتی انقلاب پیروز شد دیگر باید آنها بیشتر از این فضولی نکنند و بروند کنار تا جا را باز کنند برای این که اینها بیایند بر مردم حکومت کنند و مملکت را در دست بگیرند یعنی درست همان چیزی که در صدر مشروطه پیش آمده بود ولذا تصور این که فردی از طبقه‌ی مستضعف و خانواده ی فقیر و محروم یا بدون داشتن مدرک بالای علمی و یا بدون داشتن سابقه ی ممتد سیاسی یا این که فردی از روحانیون بیاید در سطوح بالای کشور قرار بگیرد و اداره کند، اینها برایشان قابل قبول نبود، حتی در اوایل انقلاب این جور افراد ملاحظه هم نمی کردند و به زبان می آوردند و خطاب به روحانیون می گفتند شما بروید درستان را بدهید و بروید نمازتان را بخوانید و بر وید مدرسه و مسجدتان را اداره کنید تا ما کارمان را انجام بدهیم. به روحانیون این طور می گفتند، با توده ی مردم هم طبعا لحنی تندتر از این داشتند و اصلا مردم را داخل آدم نمی دانستند.
به هر حال این طور کسانی با چهره هایی در جامعه ی ما بودند که سعی می کردند خودشان را در قلب این انقلاب جای دهند و خودشان را سخنگوی معنوی انقلاب بدانند و با تظاهر به طرفداری از مردم اختیار مردم را در دست می گرفتند. در جامعه ی ما از این گروه ها و چهره ها و جریان ها وجود داشتند که کم هم نبودند و اتفاقا حمایت هایی هم از آنها می شد و بعضی از آنها تحت حمایت ابر قدرت غرب، بعضی هم تحت حمایت ابر قدرت شرق قرار داشتند و اگر اینها در جامعه ی ما میدان می یافتند و افشا نمی شدند می توانستند در آینده خطر بزرگی را برای انقلاب به وجود بیاورند.

در اغلب انقلاب های دنیا خطر وخطهای انحرافی از همین جا شروع شده و نیروهای انقلابی به وسیله ی این افراد کنار گذاشته شده اند و صحنه برای خودشان هموار شده که آنها هم آمدند با تبلیغات و کارها و ترفندهای ویژه ی خودشان توانستند انقلاب را به دست بگیرند و انقلاب را منحرف کنند. در جامعه ی ما هم چنین چیزی دیده می شد و امروز شما می بینید که این جریان ها و حتی چهره های خاصی از این جریان ها برای مردم افشا شدند که مردم ما هم برای اینها پشیزی اهمیت قائل نیست و این خطر رفع
آن نیروهای سازشکاری که می خواستند با قدرتهای بزرگ بسازند، برای این که به خیال و ادعای خودشان مملکت را درست کنند، ولی در واقع خودشان را سرپا نگه دارند، اینها افشا شدند.

گروه هایی که حاضر بودند با هر قیمتی که شده خودشان را در دل مردم جای دهند و متکی به شرق و غرب باشند از جمله منافقین و سازشکاران و لیبرال ها و گروه های وابسته به شرق و غرب، دیگر امروز آبرویی نزد مردم ندارند و این مردم از زبان امام که شخص امام در واقع تبلور عینی انقلاب و زبانش صادقترین زبان انقلاب است، از زبان چنین شخصیتی اینها را شناخته اند و خود امام با قاطعیت تمام و با کمال صراحت که در آن بزرگوار همواره ما سراغ داشته ایم منافقین ولیبرال ها و گروه های محارب و سازشکارهای با غرب و شرق را افشا کردند تا یک جریان خط امامی انقلابی بی شیله پیله در بطن جامعه باقی ماند که اگر به فضل الهی تجزیه نشود و به فساد کشیده نشود و به کم کاری نیفتد، در آینده می تواند این مملکت را در خط انقلاب سال های درازی به پیش ببرد.

یکی از خصوصیات زمان ما، قبل از این دوره و چند ماهه، این است که چنین حالتی وجود نداشته و خصوصیت دیگری که زمان ما دارد در این برهه با شرایط خاص انتخابات ریاست جمهوری اخیر صورت گرفته و می بینیم که انقلاب ما على رغم همه ی مخالفت ها به جهان صادر شده. همچنان که امام فرمودند: نگویید انقلاب ما نباید صادر بشود، نخیر انقلاب ما باید صادر بشود. البته دست های خبیث سیاست های امپریالیستی و شبکه های تبلیغاتی صهیونیستی سعی کردند از این جمله برداشت غلطی بکنند و رفتند به همسایگان ما گفتند که انقلاب ایران می خواهد بیاید در داخل کشور شما شورش راه بیندازد و در امور داخلی شما دخالت کند، در صورتی که مقصود این نبود و بعد هم امام بارها این مطلب را بیان کردند که مقصود از صدور انقلاب این است که فرهنگ انقلاب و روح واقعی انقلاب مثل هوای نسیم بهاری است و لذا حصار ورنگ وفاصله و خط و مرز نمی شناسد. بنابر این عبور می کند و صادر می شود. هیچ حصاری و دروازه ای نمی تواند جلو هوای لطیف بهار و عطر گلهای فروردین و اردیبهشت را بگیرد.

به هر حال انقلاب آن عطر خوش خودش را به مشام مشتاقان خواهد رسانید و چنان که شما می بینید حتی در کشورهای مختلفی که جزء اذناب امریکا در منطقه بودند، انقلاب اسلامی حضور خودش را نشان داده و بدون این که ما کمترین دخالتی داشته باشیم در مصر و در خود عراق و در مناطق دیگری دارد شکوفا ، می شود. بنابر این پیام ما به ملت ها رسیده و من در بخش سیاست خارجی این بحث در این رابطه اشاره ای خواهم کرد که باید در دنیا و در مجامع بین المللی مطرح کنیم.

اگر بیش از دو سال نگذاشتند ما وزارت خارجه داشته باشیم و نگذاشتند که سیاستمان را در مجامع بین المللی بیان کنیم امروز دیگر این مانع مرتفع است و دنیای غرب و دنیای جهان سوم و دنیای شرق و دنیای محرومان و مستضعفان کمابیش دارند با مسائل ما و با آرمان های ما و با حرف ما آشنا می شوند و ما را درک و لمس می کنند که این آشنایی بعد از این بیشتر هم خواهد شد و این خود یکی از خصوصیاتی است که شرایط ممتاز سیاسی امروز را به وجود می آورد. بنابر این من باید به شما بگویم: امروز که شما در آستانه چهارمین سال و پایان سومین سال انقلاب و تشکیل جمهوری اسلامی هستید، از لحاظ سیاسی (اعم از سیاست خارجی و داخلی) در اصول و پایه ها، وضع ممتازی داریم.

با توجه به این مقدمه به چند بخش از مسائل کشور می پردازم که ممکن است برای بعضی از بخش ها وقت کم بیاید و آن بخش ناگفته بماند و لذا آن را می گذارم برای یک فرصت و گفتار دیگری و امیدوارم اگر عمری باشد انشاء الله بتوانیم هر چند گاه یک بار مسائل مهم کشور را با شما در میان بگذاریم که البته با در گفتارهایی به این ترتیب و یا در مجامع عمومی با شما این مسائل را مطرح می کنیم و آن مسائلی که من باید به با شما در باره اش بحث کنم یکی اقتصاد ما و دیگری مسئله ی جنگ است که اساسی ترین مسأله ی ماست و یکی هم مسأله‌ی سیاست خارجی است که عمده ی مسائل همین هاست و در این باره بحث خواهم کرد.

ابتدا به طور مختصر و کوتاه مسأله ی جنگ را مطرح می کنم، چون جنگ، امروز در حقیقت مهم ترین مساله ی ماست و لذا دشمن جهانی ما فکر کرده بود با این جنگ می تواند جمهوری اسلامی را به فلج بکشاند و در این باره تفسیر و تحلیل زیاد، هم از خود من و هم از گویندگان دیگر در نماز جمعه شنیده اید و در مناسبت های گوناگون، افراد مختلف چیزهای زیادی به شما گفته اند که من نمی خواهم اینها را تکرار کنم.

بنابر این فکر می کنم امروز ملت ما می داند چرا این جنگ شروع شد و عراق چرا به ما حمله کرد و می داند که این جنگ چه برکاتی برای ما داشت و همان طوری که امام فرمودند «الخیر فی ما وقع»همانی که واقع شد خیر است. خیلی ها می دانند که جنگ چگونه گذشته است و من می خواهم در مورد وضع کنونی و آینده ی جنگ چند جمله ای را بگویم تا شما بدانید که این جنگ یک سر سوزن نتوانست ما را وابسته کند.

ما الان بیش از سیزده ماه است داریم می جنگیم و با گذشت ماه های متوالی، یعنی بیش از یک سال، برتری در میدان جنگ با ماست و دشمن را به معنای درست کلمه به طوری به مضیقه و مخمصه انداخته ایم که واقعا امروز از این که به این جنگ دست زده پشیمان است. البته ما در این مدت سلاح هم گرفته ایم، اما نه با مقیاسی که یک کشور در حال جنگ می خرد با توجه به این که برای یک کشور در حال جنگ سلاح و مهمات چیزی نیست که بشوددر آن قناعت کر دویک نمونه ی باارزش عراق است که وقتی سلاح می خرد میلیاردها پول در این راه مصرف می کند و مرتبا برایش سلاح و مهمات می آید. ما سلاح و مهمات خریدیم ولی به اندازه ی یک صدم کشوری که در حال جنگ است.

ما خرج نکردیم و سلاح نخریدیم، بلکه بیشتر با آنچه داشتیم و علی رغم معمول با قناعت و با ایمان جنگیدیم و لذا این درست است که بچه های ما می گویند ما مسلح به الله اکبر یم و بنا بر این در بسیاری از موارد الله اکبر ما و اتکای ما به خدا و امید ما به خدا و پشتیبانی ما از سوی ملت جایگزین کمبود سلاح شد و ما توانستیم با استفاده از سلاح های از کارافتاده ی خودمان و سلاح های غیر مدرن به جای سلاح مدرن در جنگ به پیش برویم و بیش از آن اندازه ای که معمولا استفاده می کنند استفاده کنیم و الان هم داریم این کار را می کنیم. ما با مصرف و به کارگیری نیروی انسانی مؤمن توانستیم جای خالی سلاح را پر کنیم در حالی که روحیه مان همواره بهتر و بیشتر از قبل باشد و توانستیم آثار ضر بات کو بنده ای که در اول جنگ به ما وارد شد را پاک کنیم و خلاها را بپوشانیم و امروز با توجه به حضورمان در میدان جنگ، هم بحمدالله به جایی وابسته نشدیم و هم پول زیادی خرج نکردیم و هم چیز زیادی وارد نکردیم، حتی نسبت به دشمن تلفات زیادی هم ندادیم، و با وجود این، برتری در میدان جنگ با ماست که این جز لطف و توفیق خدا چیز دیگری نمی تواند باشد. یعنی این فضل الهی بود که ملت را این طور بسیج کرد و کمک شما مردم بود که توانست نیروی نظامی را شاداب کند و روی پا نگه دارد و این مطلب در میدان های جنگ و در پشت جبهه و در شهرهای کنار جبهه به وضوح قابل لمس است که اگر کمک مردم نبود، نظامی ما و پاسدار ما این طور نمی جنگید. پس این کمک روحی و جسمی مردم بود که توانست اینها را وادار کند تا خوب بجنگنده خوب عمل کنند و لذا ما جنگ را تاکنون برده ایم. البته شما می دانید دشمن در آن حمله ی ابتدایی اس غفلت اول کارما استفاده کرد و ۶۰ کیلومتر جلو آمد که این یک پیروزی بود برای او، اما حالا که ما او را از . . ۶ کیلومتر، یک کیلومتر یک کیلومتر عقب می نشانیم این در حقیقت برای ما پیروزی است.

و این پیروزی ها بازهم ادامه خواهد داشت و دشمن همان طور که در مناطقی بکلی از خاک ما خارج شده در مناطقی هم نزدیک است خارج شود و آینده ی جنگ متعلق به ما خواهد بود که در این هیچ شک نداریم.

امروز وضع ارتش ما و وضع سپاه پاسداران ما و وضع نیروهای دیگر ما و روحیه ی ما از گذشته به مراتب بهتر است، لذا توصیه ی من این است که مردم ما جنگ را همچنان مسأله ی اول خودشان بدانند و اگر این جنگ را با موفقیت به پایان برسانیم بیش از نیمی از مشکلات کشورمان اعم از مشکلات اقتصادی و غیره حل خواهد شد، اما دشمن به همین دلیل جان سختی نشان می دهد و نمی خواهد بگذارد ما جنگ را با پیروزی تمام کنیم. دشمن بزرگ و جهانی ما هم به رژیم وابسته ی عراق کمک می رساند و مانع است از این مشکلات انقلاب حل خواهد شد. . که جنگ هر چه زودتر تمام شود ولی ما اگر بتوانیم این جنگ را انشاء الله به پیروزی برسانیم بسیاری از مشکلات انقلاب حل خواهد شد.

اما در رابطه با مسأله ی اقتصاد کشور همان طور که من پیشنهاد کرده ام و باز هم تأکید می کنم باید وزرای اقتصادی مثل وزیر صنایع، وزیر دارایی، وزیر بازرگانی و مسؤولان ستاد بسیج اقتصادی، اینها بیایند با شما گفتگو داشته باشند و مسائل را برای شما مطرح کنند و این کارانشاء الله خواهد شد، چون خیلی لازم است که مردم در جریان مسائل اقتصادی ما و در حقیقت مسائل اقتصادی خودشان قرار بگیرند و این مسائل، ترکیبی است از مشکلات و موفقیت ها. اما قبل از آن که وزرای اقتصادی بیایند با شما صحبت کنند شمه ای را من این جا به شما عرض می کنم.

اقتصادی که از نظام گذشته به ما ارث رسید دو خصوصیت داشت:
خصوصیت اولش این بود که وابستگی به قدرت های خارجی داشت، یعنی از ماشین ها و ابزارهای صنعتی و کشاورزی و مواد اولیه برای کارخانه ها و وسایل گوناگون توسعه ی کشاورزی تا مواد خوراکی و مصرفی و زینت و فرش و لباس و غیره، همه برای ما از خارج می آمد و به قول یکی از دوستان اگر هم کارخانه جنسی تولید می کرد، در حقیقت وسیله ای بود برای تأمین مصرف تولیدات یک کمپانی خارجی! بنابراین وقتی شاطر ما نان می پخت در حقیقت گندم آمریکا را به تنور می کرد. یعنی در همه ی شؤون وضع اقتصادی ما یک وضع وابسته بود و ما متکی به خودمان نبودیم.

خصوصیت دوم این بود که درآمد ملی ما وابسته به صنعت نفت بود. یعنی ما در صادراتمان بیشترین تکیه را روی صنعت نفت داشتیم و همان طور که می دانید نفت هم بزرگترین و مهمترین مشتری هایش باز همان کمپانی های غربی هستند چنان که در کشور ما بزرگترین مشتری نفت آمریکا و ژاپن بودند. یعنی کشور ما از دو طرف در محاصره ی انگشتان پولادین دست دشمن بود و می توانست هر آنی بیخ گلوی اقتصاد ما را بفشارد و اسباب زحمت بشود. لذا این دو خصوصیتی است که ما از نظام گذشته به ارث . برده ایم و برای ما مانده، که البته در این دو سه ساله خیلی کارها برای قطع وابستگی انجام گرفته و ما شیرهای نفتمان را به روی بعضی ها بستیم، تولیدمان را به حداقل رساندیم و با این کم کردن تولید به عمر مخازن نفتی مان به میزان زیادی افزودیم. از آن طرف هم بر روی تولید اجناس داخلی بای که کشاورزی رونق تازه ای پیدا کرد و مزارع ما دوباره سر سبز شد، یعنی هم گندم کاشته امسال ما یک میلیون تن محصول برنج داریم، مقادیر قابل توجه ی هم بیش از سال گذشته گندم داریم.

خوب، این کارهایی است که شده و ملت احساس کرد که باید بتوانند مواد مورد نیازشان را تولید کنند.

به هر حال وابستگی برای ما ضایعات دارد و دشمن کوشش کرده از این وابستگی حداکثر استفاده را بکند تا ما را زیر فشار قراردهد. البته این نکته را باید صریحا بگویم: همان طور که در جبهه در جبهه ی سیاسی، دشمن در محاسبات خودش نسبت به نیروی ما اشتباه کرده بود و ما را کمتر از آنچه نیرو داشتیم به حساب می آورد که سزای این بدحسابی و سوء محاسبه اش را هم چشید، در این جبهه ی اقتصادی هم دشمن نتوانست نیروی ما را برآورد کند و آن نیروی انقلاب و ایمان را در مردم ندید، بله شاید اگر ملت دیگری بود و شاید اگر شرایط انقلابی ما نبود این فشارها می توانست دشمن را اما تاکنون دشمن نتوانسته است از این فشارها توفیقی به دست بیاورد، چون ملت در مقابل فشار مقاومت کرده و خواهد کرد.

ما می توانیم، برای مستعد کردن اقتصاد خودمان و جامعه و رژیم حکومت اسلامی، در مقابل ا ی مقاومت کنیم و هم می توانیم در مقابل آمریکا سرسختی نشان ندهیم تا بلافاصله همه ی این نارسا در صورت کوتاه مدت برطرف شود، اما در دراز مدت وابستگی ما همچنان بیشتر و وضع ما بدتر و سخت تر خواهد شد.

بنی اسرائیل در زمان موسی وقتی از مصر خارج شدند، برای این که در مقابل نظام جابرانه ی فرعونی مقاومت کنند در این راه سختی هایی داشتند که به موسی پیغمبر عظیم الشان خودشان از این سختی ها شکایت می کردند و آن طوری که قرآن ذکر می کند مواد خوراکی معینی مثل پیاز و سیر و خیار و این جور چیزها را بهانه قرار می دادند. می گفتند ما دلمان هوس اینها را کرده و می خواهیم در این بیابان خیار بخوریم، لذا با توجه به این که این مواد در آن جا نبود و آن جا من و سلوای الهی (مائده ی آسمانی) بودو خوراکهای گوناگونی که به آن عادت کرده بودند پیدا نمی شد، موسی در جواب آنها می گوید اگر اصرار دارید این جور چیزها را بخورید برگردید و بروید در همان شرایط نظام جابرانه ی فرعون زندگی کنید، چون آن جا هم خیار هست، هم سیر و هم پیاز و خوراک هایی که می خواهید؛ ولی این مسلم بود که بنی اسرائیل حاضر نبودند برای فرار از یک فشار کوچک قابل تحمل این چنینی برگردند و زیر فشار طاقت فرسای استثمار واستبداد فرعونی قرار بگیرند.

ملت ما هرگز در مقابل فشارهایی که وجود دارد حاضر نیست مقاومت خودش را کم کند. ما مفاو می کنیم و به قیمت همین فشارهایی که بر ما وارد می آید پیروز می شویم ولذا مطمئن باشید در سایه مقاومتی که ملت ما می کند انشاء الله در کمتر از دو یا سه سال می توانیم به اقتصاد مطمئنی بر سیم ویو جامعه ی خودمان را به بسیاری از آرمان هایی که شعارش را می دادیم برسانیم.

به هر حال ما در حال مقاومتیم و مقاومت هم سختی و دردسر دارد، که این  دردسر را تحمل می کنیم و مطمئنیم در این میدان پیروزی نصیب ما خواهد شد. و البته برای این که مقاومت را هر چه بهتر کنیم، من د ولت و مجلس و ملت به صورت هماهنگ باید یک سری اقدامات انجام بدهند که من خلاصه اقدامات را می گویم و از بقیهی بحثم صرفنظر می کنم، چون مثل این که وقت نمی رسد و وسایل بارداری در این جا رو به اتمام است. لذا باید بحث را کوتاه کنم و بقیه‌ی بحثم را در باب سیاست خاتمه می دهم.

اولا مجلس باید کوشش کند تا مقدمه ی فعالیت بخش های دولتی و خصوصی و تعاونی سریعا مهیا شود و مشخص کند که فعالیت های اقتصادی در این بخش ها چگونه و تا چه حدی باید باشد. ثانیا باید سریعا معین کند که نظام بانکی ما چگونه خواهد بود. ثالثا لازم است دولت سیستم توزیع عادلانه را هر چه سریع تر ادامه دهد به نحوی که مواد خوراکی به همه ی مردم برسد و مردم هم باید کوشش کنند هرچه می توانند با فرهنگ مصرفی تحمیل شده در جامعه مبارزه کنند و فرهنگ مصرفی را تبدیل به یک فرهنگ انقلابی کنند. رابعا نیروهایی که در بخش های وابسته ی اقتصادی مشغول به کار هستند باید به تدریج کشانده شوند به بخش های غیر وابسته یا کمتر وابسته، و ما به هیچ وجه از مردم نمی خواهیم روزه بگیرند اما می خواهیم تا در چگونگی مصرف و بخصوص در مصرف اشیائی که ما را وابسته به خارج می کند قناعت کنند. البته اینها توصیه هایی به صورت تیتر و خلاصه است که باید توضیح داده بشود. انشاء الله توضیح اینها را با بحث های لازم در زمینه ی سیاست خارجی کوشش می کنم در آینده ای نزدیکی با شما در میان بگذارم. به امید دیدار هرچه نزدیکتر و دعا برای پیروزی و سلامت و سعادت بیشتر شما.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *